X
تبلیغات
مدرسه عشق

مدرسه عشق
مجتمع آموزشی و پرورشی شهید علی اصغر شجاع 
لینک دوستان

 پست ثابت

مدرسه عشق 

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...                بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ جمعه دهم آذر 1391 ] [ 0:2 ] [ حسن رزم آرا ]

 

 

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

بلبلان وقت گل آمد که بنالد از شوق

نه کم از بلبل مستی،تو بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند،نقش بود بر دیوار

روزگارتان بهار و لحظه لحظه زندگی تان پر از شکوفه باد

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 17:8 ] [ حسن رزم آرا ]

تأسیس بانک جایزه و تشویق دانش آموزان با ارائه کارت امتیاز

برپایی جشن های شادی و جشن های مختلف


بــقـــیــــــه تـــصـــاویــــر در ادامـــه مــطــلــــب


برچسب‌ها: شاداب سازی, ایجاد نشاط, نشاط در مدرسه
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 0:13 ] [ حسن رزم آرا ]

مسابقه دوچرخه سواری به مناسبت هفته هوای پاک

بقیه تصاویر در ادامه مطالب


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 22:1 ] [ حسن رزم آرا ]

چند سخن از بزرگان درباره کتاب و کتابخوانی

    برگ هاى کتاب به منزله بال هایى هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایى پرواز مى دهند.

(ولتر)

                                                                                                          


خوشبخت، کسى است که به یکى از این دو چیز دست رسى دارد، یا کتاب هاى خوب یا دوستانى که اهل کتاب باشند.       ویکتور هوگو



جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مى یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.     سقراط

 


بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، مى توانى به آن سرگرم شوى. اگر او را هم راز خویش قرار دهى، سرّ تو را فاش نمى کند و با کتاب است که مى توان به دانش و نیکى ها دست یافت.  بیهقی



کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمى دانید.   مُنْتِسکیو


[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 16:33 ] [ حسن رزم آرا ]

چگونه انگیزش درونی دانش آموزان را افزایش دهیم؟

1        - ارائه تکالیف مناسب با توانایی دانش آموزان

2        - استفاده از فعالیت هایی که با زندگی واقعی دانش آموزان ارتباط دارد.

-درگیر نمودن دانش آموزان در فعالیت های یادگیری به صورت عاطفی

     -اجتناب از ارائه فعالیت های خسته کننده به دانش آموزان 

     -استفاده از روشهای متنوع تدریس

     -عدم تأکید بر پاداش های بیرونی

     -شناسایی دقیق دانش آموزان از هر نظر

     -رفتار بدبینانه نداشتن

     -فرصت ابراز وجود به دانش آموزان دادن

     -اهمیت دادن به رفتارهای مثبت

     -افزایش آگاهی های معلم

     -نشان دادن احترام متقابل در مدرسه و کلاس

     -عادت ندادن دانش آموزان به جایزه و پاداش

     -آگاهی و حساسیت به عواملی که در مدرسه و کلاس تأثیر گذار است.

[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 20:10 ] [ حسن رزم آرا ]

مادر:کجا می روی احمدرضا؟

احمدرضا:دارم می رم برای نعمت احمد زاده ایمیل بزنم...

مادر:برو درستو بخون.

احمدرضا:آخه فلش نعمت احمدزاده مونده توی کیف من.

مادر:برو درستو بخون.

احمدرضا:اگه فلش نعمت احمدزاده رو ندم،نمی تونه درسشو بنویسه.

مادر:خب می  ره از مغازه مش حسن می خره.تو برو درستو بخون.

احمدرضا:آخه نعمت احمدزاده درسشو ریخته توش.

مادر:ریخته که ریخته!خودش جمع می کنه.برو درستو بخون.

احمدرضا:خب آخه معلم دعواش می کنه.می گه چرا بقیه شو نریخته.

مادر:خودش دست داره می ریزه،برو درستو بخون...

مادر(در حال دور شدن):عجب غلطی کردیم بچه مونو فرستادیم مدرسه هوشمند!هر روز یه بامبولی در میارن و یه خرجی می تراشن.هیچی،آخرشم می اندازنمون گیر این آقای کیارستمی که هی ماجرامونو کش بده!...

[ جمعه بیست و نهم آذر 1392 ] [ 12:7 ] [ حسن رزم آرا ]

نگاه هایی که پشت میزها معصومانه مرا می نگرند امانت های الهی اند

[ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 ] [ 22:20 ] [ حسن رزم آرا ]

در یکی از سال های تدریسم تجربه ای ماندگار به دست آوردم.در آن سال با دانش آموزان سال سوم متوسطه کلاس داشتم.دانش آموزای داشتم که دائماً با خود و دیگران درگیر بود و هر روز در کلاس درس مشکل درست می کرد.روزی من وبقیه دانش آموزانرا به شدت عصبانی کرد.دیگر تحمل نکردم.سرش فریادی کشیدم و با او دعوا کردم.سکوتی در فضای کلاس حاکم شد.پس از چند لحظه تدریس را ادامه دادم.وقتی نگاهم به همان دانش آموز افتاد،با وجود آنکه هنوز یک دقیقه از تدریس نگذشته بود،او کتابش را باز کرده بود و به درس کاملاً توجه می کرد.اصلاً انتظار چنین رفتاری را نداشتم.با توجه به شناختی که ازو داشتم فکر می کردم اصلاً به درس توجه نکند.       

با دیدن این صحنه بسیار خوشحال شدم.گویی آن روز یک ویژگی مثبت را هم که شده،در او دیدم.تصمیم گرفتم که جلسه بعد حتماً از این رفتارش تعریف کنم و همین کار را هم کردم.به او گفتم:فکر نمی کردم پس از آن جریان به درس گوش دهی.آن روز با یکی از ویژگی های خوب تو آشنا شدم.تو که اینقدر خوش قلبی و اهل کینه توزی نیستی،سعی کن این قدر زود عصبانی و با دیگران درگیر نشوی.   

 خنده ای دلنشین و رضایت آمیز بر لبانش نشست،خنده ای که هنوز فراموش نکرده ام!من این بار،برخلاف همیشه،به جای یک ویژگی منفی،یکی از خصوصیات مثبت او را بیان کردم و رضایت از این برخوردم را در چشمانش دیدم.                                               

از آن روز به بعد،دانش آموزم از نظر اخلاقی بسیار تغییر کرد.اغراق است بگویم دیگر مشکلی در کلاس ایجاد نکرد،ولی هر بار که می خواست شیطنت کند.با اشاره ای به صحبت های آن روز،آرانم می گرفت.  بقیه در ادامه مطلب

     


ادامه مطلب
[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 19:17 ] [ حسن رزم آرا ]

سلام به همه دوستان

از اینکه مدتی است نتونستم مطلب جدیدی پست کنم از همه دوستان عذرخواهی می کنم.شهریور ماه درگیر کف سازی و بهسازی مدرسه بودیم.می دونید که مهر و آبان هم باید به بخشنامه های بی شمار اداره پاسخ داد.مضاف بر این، تازگی به روستای محل خدمت مون گاز هم رسیده،دنبال گاز کشی مدرسه هستیم البته یه بخشنامه دست و پاگیر رسیده که حق گاز کشی در مدرسه رو نداریم و نمی تونیم از بخاری گازی استفاده کنیم و این، کارمون رو سخت کرده تو این بخشنامه قید شده در مدارس فقط باید شوفاژ نصب بشه.جالا با این سرانه های ناچیز و هزینه گزاف شوفاژ و پکیج و ملزوماتش موندیم چیکار کنیم به نظر شما این قدر سخت گیری بابت سیستم گرمایشی مدرسه لازمه؟من که موافق نیستم چرا که مدرسمون روزانه ست اگر شوفاژ همیشه روشن باشه کلی خرج می ذاره رو دستمون اگه هم هر روز صبح دستگاه پکیج رو شن بشه و بعد از ظهر هم خاموش،اولا صبح دیر گرم می شه دوما استهلاک دستگاه چند برابر می شه.به نظر من با بخاری گازی،بدون خطر خاصی می توان برای بچه ها فضایی گرم و امنی را ایجاد کرد.نظر شما با این مهم چیه با شوفاژ موافقید یا با بخاری گازی؟

فعلا هم بخاری نفتی ها رو نصب و روشن کردیم تا ببینیم چه می شه کرد.

[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 21:24 ] [ حسن رزم آرا ]

[ جمعه هفدهم آبان 1392 ] [ 14:44 ] [ حسن رزم آرا ]

کوچکترین مدرسه دنیا باز هم کوچک تر شد.آقای عبدالمحمد شعرانی که روزی صدای مدرسه کوچکش را به تمام دنیا رساند باز هم معلم همان مدرسه است و باز هم از کوچکی مدرسه اش سخن می گوید.

او درباره تنها دانش آموزش گفته: حالا بعد از سال ها ،تنها یک سمانه مانده است . سمانه کلاس دوم است ...

در جایی دیگر گفته :سمانه حوصله‌اش سر می‌رود، چقدر با هم تک و تنها حرف بزنیم. دوست می‌خواهد، رفیق زنگ ورزش می‌خواهد. شهرت مدرسه به دادمان رسیده، بعضی وقت‌ها ماشین‌هایی که در جاده اصلی تابلو کالو را می‌بینند راه‌شان را به فرعی روستا کج می‌کنند و می‌آیند احوال مدرسه کالو را می‌پرسند. مردُم‌اند خُب، لطف دارند... 

عبدالمحمد دل پر دردی هم دارد از اینکه امکاناتی را برای چند دانش آموز محروم فراهم کرده و در مقابل می شنود که: چرا مدرسه و امکانات برای یک دانش آموز!؟ و به خوبی پاسخ می دهد: آیا سمانه و سمانه‌ها به جرم اینکه روستایشان دانش آموز دیگری ندارد باید قید مدرسه را بزنند!؟ آیا امکانات برای انتقال دانش آموزان روستاهای کم جمعیت به مدارس پرجمعیت فراهم کرده‌ایم؟ مدارس روستایی در مقابل هزینه‌هایی که به راحتی به هدر می‌رود آیا می‌شود نام هزینه بر، بر مدارس گذاشت؟ 

او از هزینه ها گفته از محرومیت ها گفته و...

ومن حرف او را می فهمم چون یکی از مدارسی که تحت پوشش مجتمع ماست 9 دانش آموز دارد.بچه ها می دانند محرومیت یعنی چه.بچه ها در روستایی زندگی می کنند که دوازده خانوار بیشتر ندارد اگر چه ناهید و محمد و الهام و ...به دور از هرگونه دودهای آلاینده، به دور از بوق های ناهنجار ماشین ها و شلوغی شهر و... زندگی می کنند ولی از کمترین امکانات برای زندگی و آموزش برخوردارند مدرسه آنها فقط یک اتاقکی ست که دوازده متری بیشتر مساحت ندارد. در دهشان از خانه بهداشت خبری نیست اصلا از هیچ گونه امکاناتی که در شهر هست خبری نیست اما تا دلت بخواهد صفا هست دوستی هست مهر و محبت هست.صداقت به وفور در بین بچه ها و اهالی روستا می بینی این روستای کوچک که چاه شور نام دارد یک خوبی دیگر هم دارد خوبیش داشتن یک معلم باتجربه و پرتلاش است که خدا به عنوان هدیه ای برای بچه ها فرستاده آقای تیموری خیلی دلسوز است و همیشه دغدغه اش این است که مدرسه اش از امکانات آموزشی بی بهره است این معلم مهربان گاهی با ماشین شخصی اش بچه ها را به خصوص بچه های ششم را به مدرسه ما می آورد تا از کامپیوتر و دیتا برای آموزش بهتر بچه ها استفاده کند هر وقت هم دل بچه ها از سکوت روستا و خلوت آنجا می گیرد آنها را به شهر می آورد تا دلشان باز شود(البته چون بچه ها در یک ماشین سواری نمی گنجند ما هم به کمکشان می شتابیم).الحمدالله،خدا هدیه خوبی به بچه ها داده،این هدیه بزرگی است که همه بچه ها از این بابت خوشحالند و همیشه لبخند رضایت بر لبانشان دیده می شود.

اگر هم خواستید سری به کوچکترین مدرسه دنیا بزنید از این آدرس استفاده کنید.http://dayyertashbad.blogfa.com/

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 20:40 ] [ حسن رزم آرا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مدرسه ، انسان می سازد . پس چه کسی مدرسه می سازد؟!
« خیرین مدرسه ساز » با دستی ، مدرسه می سازند و با دست دیگر ، «انسان » را ، انسان هایی که بر تارک تاریخ می درخشند و بشریت را نور و نیرو می بخشند .
پس خیرین مدرسه ساز امروز با بر افروختن شمع هر کلاس ، صدها « فرد » می سازند و این «فرد » ها هستند که « فردا » را می سازند .
امکانات وب